محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

43

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

بيعت نسبت باسلام كمتر از ضرر جنگ بود با ابى بكر بيعت كرد . رشد تشيع : چنان كه قبلا ذكر شد ريشه تشيع به زمان رسول خدا ( ص ) منتهى ميگردد . بدين معنى كه عده‌اى از ياران آن حضرت معتقد بودند كه على ( ع ) نسبت به ديگران بخلافت سزاوارتر است لذا على ( ع ) و ياران او از بيعت با ابى بكر در مرحله اول خوددارى كردند . ولى چون هدف على ( ع ) حفظ اسلام و صلاحيت عموم بود با تأنى و وقار با مخالفين خود رفتار نمود . جاى ترديد نيست كه روش ابى بكر و عمر بر پايه زهد و انتشار اسلام قرار گرفته بود و اقوام و بستگان خود را در امور حكومت مقدم نميداشتند و سوژه‌اى براى انقلاب و مبارزه نبود ولى در زمان عثمان و خلفاء بنى اميه و بنى عباس چون روش رهبران اسلام از طريق اصلى خارج شده بود شيعيان محتاج بمبارزه و مقاومت شدند : كسانى كه با دولتها مبارزه ميكنند ، و ميخواهند قدرت را در دست بگيرند علنا نميگويند : نزاع بر سر كرسى رياست و اشغال سلطنت است ، بلكه ميگويند : هدف ما اصلاح جامعه و حفظ حقوقى است كه زمامداران زير پا گذاشته‌اند با اين مقدمه در حكومت عمر و ابى بكر مفاسدى بوجود نيامده بود و حقوقى تضييع نميگرديد ، تا احتياج بمبارزه باشد ، لذا در عصر آنان مبارزه و اعتراض شيعيان اثر خارجى نداشت ، ولى در عصر عثمان مبارزه آشكار گرديد ، و مفاسد و جنايات او شماره ميشد ، و بالاخره بزندگى او خاتمه دادند . خلاصه به همان نسبت كه حكومتهاى بنى اميه و بنى عباس و امثال آنان در ظلم و تجاوز بحقوق ملت فرو ميرفتند ، نداى شيعيان بلند ميگرديد و تشنه عدالت و رساندن خلافت بدست خاندان على عليه السّلام ميگرديدند . و به همين نسبت تشيع روزبروز ترقى نموده است . تفصيل اين مطلب در صفحات آينده روشن ميگردد : شروط رهبرى مسلمين 1 - تصريح برهبرى : قبلا يادآورى شد كه تشيع ايمان بوجود تصريح بامامت حضرت امير ( ع ) است و نتيجهء اين تصريح اين شد كه صفات اختصاصى حضرت امير ( ع ) شروط اساسى رهبران مسلمين گردد . 2 - عصمت : على ( ع ) در زندگى خود هيچگاه براى بت سجده نكرد